شناخت درمانی

خرید بک لینک
در این مقاله مبنا بر این است به درکی ساده از ساز و کار شناخت درمانی برسیم

در ابتدا به تعریف شناخت درمانی میپردازیم و در ادامه به ساختار این رویکرد .

شناخت درمانی متشکل از دو واژه شناخت و درمان است.

یعنی درمانی که توسط شناخت انجام میشود.

شناخت درباره ی چی ؟؟

شناخت در باره ی افکار خود

روشن و نمایان شدن افکارمان برای خود.

حال این شناخت چه کمکی به ما میکند ؟؟

وقتی ما در موقعیت های استرس زا قرار میگیریم ذهن ما دچار آشفتگی هیجانی میشود و این آشفتگی هیجانی باعث میشود خط فکر ما از واقعیت فاصله بگیرد و پردازش اطلاعات در ذهنمان به صورت تحریف شده صورت بگیرد ( این یعنی فاجعه !!! )

حال CT با قواعد و تکنیک های خود(یکم جلوتر می رسیم بهشون) به ما میکند که فرمان فکر خود را به طرف واقعیت بچرخانیم و در نتیجه از اختلال و رفتار نا بهنجار دور شویم.

شناخت درمانی وظیفه ی اصلاح طرز فکر ما (یا همون شناخت خودمون)

و رفتار درمانی وظیفه ی اصلاح رفتار مارا به عهده میگیرد.

برای مثال ورزش کشتی متشکل از دو بخش تئوری و عملی است . بخش تئوری شامل آموزش فوت و فن این رشته و بخش عملی شامل دسته و پنجه نرم کردن با حریف است . در این مثال شناخت درمانی مانند بخش تئوری و رفتار درمانی بخش عملی این مثال است

حال فرصت مناسبی برای طرح این پرسش است:

شناخت درمانی چگونه عمل میکند؟؟

از نظر نظریه پردازان شناخت درمانی ذهن هر فرد متشکل از سه بخش است که به ترتیب عمیق بودن آن هارا نام میبریم

  1. NATS ها ( یا همون افکار خودکار منفی)

  2. فرض ها و قوانین زیر بنایی (هرچی میکشیم از اینجا میکشیم )

  3. باور های هسته یا طرحواره ها ( این عمیق ترین بخش ذهن ماست )

حال میخواهیم این سه بخش را بهتر بشناسیم

NATS( 1 ها

NATS ها وابسته به موقعیت اند و مشکل اینجا است که به صورت غیر ارادی به ذهن ما خطور میکند ( چه بد !!)

(مثلا وقتی من میبینم استاد بهم 10 داده ( متوجهم که کم دادن و کم گرفتن فرق دارن) یهواحساس ناراحتی بهم دست میده و اون لحظه به طور غیر ارادی این فکر توی مغزم کاشته میشه که من آدم به درد نخوری هستم)

دراین مثال [من آدم به درد نخوری هستم] NATS ما است دارای بار هیجانی داغ میباشد

لازم به ذکر است که با سوالات مخصوص CT این طرز فکر برای فرد نمایان میشود و از ناهشیار به هشیار منتقل میشود

( یه مثال باحال از مکالمه درمانگر و درمانجو براتون میارم حال کنید )

-درمانجو:من در سخنرانی عملکرد بدی خواهم داشت

+درمانگر: این یک توصیف کلی است . دقیقا بگویید که با چه جنبه ای از این موقعیت مشکل دارید

  • من از صحبت کردن در برابر آن همه آدم به قدری مضطرب خواهم شد که زبانم میگیرد

    + اگر زبانتان بگیرد بدترین اتفاقی که میتواند بیفتد چیست؟؟

  • خشکم میزند ، چیزی از دهانم خارج نمیشود

    + آیا این بدترین چیزی است که میتواند اتفاق بیفتد ؟؟

  • نه بدترین چیز این است که من به عنوان متقلب نمایان میشوم و اعتبارم از بین میرود [ جی جی جی جینگ !!!] اینجا NATS یا افکار داغ درمانجو شناسایی شد

    (با یه مثال باحال دیگه چطورین ؟؟ )

  • درمانجو : آن شب در خانه نشسته بودم از پنجره اتاق باران را تماشا میکردم که شروع به احساس افسردگی کردم نمیدانم در من چه اتفاقی رخ داد که حالم اینگونه شد

    + درمانگر : میتوانید به یاد آورید که هنگام نگاه کردن به باران به چه چیزی فکر میکردید ؟؟

  • فقط اینکه آن شب وحشتناک بود و نمیشد به بیرن از خانه رفت

+ خوشحال بودید که در خانه اید ؟؟

  • آن شب بله ولی من همیشه در خانه ام

+ چرا همیشه درخانه اید ؟؟

  • زیرا جایی را ندارم که بروم و کسی را ندارم ببینم ( ایجا احتمالا شاهد تغییر خلق درمانجو هم هستیم مثل خیره شدن به کف زمین ، با صدای غمگین حرف زدن ، بغض کردن و..)

    +برای شما این به عبارت به چه معناست [جایی را ندارم بروم و کسی را ندارم ببینم] ؟؟

  • زندگی ام تکراری و خسته کننده است . سرگردانم ، بدون هیچ امیدی برای شادی

    + آیا آنها افکاری (NATS)هستند که باعث افسردگی شما میشوند ؟؟

    -بله

    NATS ها معمولا سطحی ترین بخش ذهن ماست و بنابراین درمان از NATS ها شروع میشود و به سمت فرض ها و قوانین زیر بنایی و باورهای هسته ای پیش میرود

    2) فرض ها و قوانین زیر بنایی

    فرض ها (مثل اینکه اگه من در امتحان نمره ی بالا بگیرم آدم بدردخوری هستم) و قوانین (مثل اینکه همه باید از من راضی باشند ) رفتار مارا هدایت میکند و ما باید در چهارچوب این فرض ها وقوانین رفتار کنیم . فرض ها با ساختار [اگر... آنگاه] قابل تشخیص اند و قوانین با ساختار [ باید و نباید ] . زمانی که فرد پای خود را از چهار چوب فرض ها و قوانین خود بیرون میگذارد با موقعیت تهدید آمیز و استرس زا مواجه میشود . در CT به فرد کمک میشود که درک کند نباید تحت تاثیر این فرض ها و قوانین اشتباه خود قرار بگیرد

    3)باور های هسته ای یا طرحواره ها

    عمیق ترین و عجیب ترین لایه ی ذهن ما محسوب میشود .

    باورهای هسته ای معمولا از تجارب اولیه ما در کودکی شکل گرفته اند (روحت شاد فروید !) و فرد هیچ دلیلی برای این باور خود ندارد .

    وقتی باور هسته ای (مثلا اینکه من کلا آدم دست و پا چلفتی ای هستم) فعال میشود فرد اطلاعات را به طوری تفسیر میکند که این باور هسته ای را تایید کند . CT اولا فرد را رفته رفته متوجه میکند که این باور او اشتباه است و ثانیا باوری منطقی تر و مثبت تر را جایگزین آن میکند

    حال میخواهیم رابطه ی این سه بخش از ذهن رو با هم بررسی کنیم تا به درک روشن تری برسیم

    وقتی فرد نمره ی کمی در امتحان میگیرد احساس افسردگی میکند باور هسته ای او (من آدم ضعیفی هستم) فعال میشود. نا توانی او در پیروی از فرض ها قوانین خودش (من باید در امتحان نمره ی بالا میگرفتم تا آدم موفقی محسوب میشدم) نمایان میشود ذهنش پر از NATS ها میشود( حالا که نمره ی کم گرفتم دیگه در این رشته موفق نمیشم )

    یکی از اهداف CT تغییر در نحوه ی پردازش اطلاعات ماست. هنگامی که ذهن ما دچار آشفتگی هیجانی میشود اطلاعات را به صورت اشتباه پردازش میکنیم .

    چند نمونه از این پردازش های اشتباه رو با هم مورد بررسی قرار میدهیم:

  1. تفکر همه یا هیچ : یا صفر است یا صد . مثلا من یا آدم برنده ای هستم یا بازنده

  2. نتیجه گیری زود هنگام:عجله در قضاوت. مثل اینکه درمانجو بعد از جلسه اول درمان بگوید درمان هیچ کمکی به من نمیکند یا بعد از نمره ی کم گرفتن بگوید من در این رشته موفق نخواهم بود

  3. اندیشه خوانی : تشخیص دادن افکار دیگران بدون هیچ شواهدی. مثلا بعد از اینکه در مهمانی دوستش دعوت نشد بدون در نظر نگرفتن بقیه حالات نتیجه میگیرد که دوستش او را دوست ندارد

  4. استدلال هیجانی .یعنی مساوی قرار دادن احساسات خود با واقعیت . مثلا من احساس میکنم فلانی ا متنفر است پس درست است

شناخت درمانی سعی دارد که آشفتگی هیجانی درمانجویان را با کمک به آنها در شناسایی ،بررسی و تغییر دادن تفکر تحریف یافته و ناسازگارانه بهبود بخشد

در ابتدا CT فقط در مورد درمان افسردگی کاربرد داشت ولی امروزه برای درمان بسیاری از اختلالات مانند اضطراب فوبی ها ، سوء مصرف مواد ، اختلالات شخصیت ، اختلال وسواس ،PTSD و... کاربرد دارد

این مقاله صرفا ساده سازی CT برای درک بهتر آن بود و ابدا CT در همین حد باقی نمانده و بحث گسترده ای است که مطالعه ای گسترده میطلبد

میم - ر

هفدهمین غروب آذر 97

اصل لذت...

ما را در سایت اصل لذت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 68 تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 15:09

صفحه بندی